قصه ای از شب
شب استشبی آرام و باران خورده و تاریککنار شهر بی غم خفته غمگین کلبهای مهجورفغانهای سگی ولگرد میآید به گوش از دوربه کرداری که گویی میشود نزدیکدرون کومهای کز سق...
شب استشبی آرام و باران خورده و تاریککنار شهر بی غم خفته غمگین کلبهای مهجورفغانهای سگی ولگرد میآید به گوش از دوربه کرداری که گویی میشود نزدیکدرون کومهای کز سق...