رخ جانانه
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوختتنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوختسوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمعدوش ...
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوختتنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوختسوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمعدوش ...
مژدهی وصل توام ساخته بیتاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب امشبگریه بس کردهام ای جغد نشین فارغ بالکه خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشبدورم از خاک در یار و ، به مردن...
گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامتگفتم روم از کوی تو گفتا به سلامتگفتم چه خوش از کار جهان گفت غم عشقگفتم چه بود حاصل آن گفت ندامتهر جا که یکی قامت موزون نگرد دلچون سایه به ...
شعر از پروین اعتصامی گل سرخ روزی ز گرما فسرد فروزنده خورشید،رنگش ببرد در آن دم که پژمرد و بیمار گشت یکی ابر خُرد از سرش می گذشت چو گل دید آن ابر را رهسپار برآورد فریاد ...