تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» اشعاری از دیوان رهی معیری

اشعاری از دیوان رهی معیری

 غبار مشکین


نه وعده مسلم ده،نه چاره کارم کن

من تشنه آزارم،خوارم کن و زارم کن


مستانه بزن بر سنگ،پیمانه عیشم را

وز اشک سحرگاهی،پیمانه گسارم کن


تا هر خس و خاشاکی،بوی نفسم گیرد

سرگشته بهروادی،چون باد بهارم کن


خونابه دل تاکی،درپرده کشم چون گل؟ 

از پرده برونم کش،رسوای دیارم کن 


خاک من مجنون را،در پای صبا افشان 

دامان بیابان را،مشکین ز غبارم کن


گر شادی دل خواهی،آرام رهی بستان 

ورخاطر من جوئی،خون در دل زارم کن


سایه مژگان


طرز تهیه موس گلابی وانیلی مطلب مرتبط طرز تهیه موس گلابی وانیلی

چشم تو،نظر بر من بی‌مایه فکنده ست

بر کلبه درویش،هما سایه فکنده ست


دانی،دل بی طاقت سودائی ما چیست؟

طفلی است،که آتش بدل دایه فکنده است


از خانه دل،مهر تو،روشنگر جان شد

این سرو سهی،سایه به همسایه فکنده است


مژگان سیاه تو،بر آن صفحه رخسار

خاری است که بر خرمن گل سایه فکنده است


در میکده عشق،رهی،منزلتی داشت

ناسازی ایامش از آن پایه فکنده است


رنگ محبت


برد آرام دلم،یار دلارام کجاست؟

آن دلارام که برد از دلم آرام کجاست؟


داده پیغام،که یک بوسه ترا بخشم،لیک

آنکه قانع بود از بوسه به پیغام کجاست؟


بی غم عشق،بگلزار جهان،تنگدلم

در چمن رنگ محبت نبود،دام کجاست؟


گر من از گرد‌‌ش ایام ملولم،نه عجب

آنکه خوشدل بود،از گردش ایام کجاست؟


جرعه نوشان رضا،نام تمنا نبرند

دل ناکام رهی را هوس کام کجاست؟


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   مودم اینترنت   |   ساخت وبلاگ   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ تقویت سئوی سایت با بک‌لینک قوی تقویت سئوی سایت با بک‌لینک قوی مشاهده