کارگاه حریر

» کارگاه حریر

پروین اعتصامی


به کرمِ پیله شنیدم که طعنه زد حلزون

که کار کردن بی مزد، عمر باختن است


پیِ هلاک خود ای بی خبر چه می کوشی

هرآنچه رشته ای عاقبت تو را کفن است


به دست جهل، به بنیاد خویش تیشه زدن

دو چشم بستن و در چاه سرنگون شدن است


چو ما برو در و دیوارِ خانه محکم کن

مگرد ايمن و فارغ، زمانه راهزن است


بگفت: قدر کسی را نکاست سعی و عمل

خیالِ پرورش تن، ز قدر کاستن است


به خدمتِ دگران دل چگونه خواهد داد

کسی که همچو تو، دائم به فکر خویشتن است


به دیگِ حادثه، روزی گرم بجوشانند

شگفت نیست که مرگ از قفای زیستن است


به روز مرگم اگر پیله گور گشت و کفن

به وقت زندگیم، خوابگاه و پیرهن است


مرا به خیره نخوانند کرمِ ابریشم

به هر بساط که ابریشمی است، کارِ من است


ز جانفشانی و خون خوردنِ قبیله ماست

پَرند و ديبهْ گُل رنگ، هر کِرا به تن است



آخرین مطالب این وبلاگ



تعمیر پکیج در شیرازتعمیر پکیج در شیرازتعمیر برد پکیج در شیراز
ساخت وبلاگساخت وبلاگساخت وبلاگ رایگان
ثبت آگهی رایگان ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
استخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده غیر حضوری



  ساخت وبلاگ